بوی عید
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه بوی عید... من آدم صبوریم خیلی صبور، شاید بارها بمن جفا کنی و من به جای شلیک کلمات به سمتت، سکوت کنم، شاید نمک بریزی رو زخمم ولی دوا بشم برای زخمای دلت ولی یادت باشه این صبر کردنا پشتش به دریا نیست؛ یه روزی مثل کوه آتشفشان ه...
عزلت
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه عزلت... چشاتو ببند و تصور کن اگه در زمان حاضر عصر تو خیابون یه ماشین بزنه بهت و مرگ مغزی شی چند نفر هستن که همون روز میفهمن؟ چند نفر زمان آیندهش میفهمن؟ چند نفر یه هفته بعد میفهمن؟ چند نفر کلا نميفهمن؟ فقط اونایی که همون رو...
خاص
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه خاص... خود را با گذشته ات نشناسآن فقط یک درس بودنه تمام زندگی ات...در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی، مگر از خودت. متوجه میشوی، بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد. متوجه میشوی روی بعضی،...
درد و دل
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه درد و دل... با خلق این زمانه سلامی و والسلامکه اگر بگویی غلامتم، به غلامی ارائهنت...قشنگ ترین تعریفی که از تعهد خوندم این بود که اگه یه نفر رو قلباً و با تمام وجود دوست داشته باشی، تعهد آسون ترین چیزیه که می تونی داشته باشی...
زنگارررر
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه زنگارررر... چیزی که یه روز میخوای و نمیشهیه روزی میشه و دیگه نمیخوایش...من بی عقل بلد نیستم باهات بد بشم، بلد نیستم وقتی با کارات قلبمو له میکنی، بذارم برم. منِ احمق نمیام باهات دعوا کنم، جنگ کنم. نمیام یقهتو بگیرم و زل بز...
نو شدن
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه نو شدن... سلام دوستان گلم، بازم با تکرار یکی از شعرهای قبلم خدمت شما هستم. اگر نخوندید، امیدوارم ازش لذت ببرید ************گاهی در این زمانه کر و لال می شومدست از دلم بریده و بد حال می شوم-شبها خودم بغل کرده، آغوش بازِ خودط...
فوبیا
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه فوبیا... امشب داشتم به خاطرات گذشتهم فکر میکردم. منو با خودش برد به زیباترین لحظهها... راستی چقدر خوش بودیم... برام جالب بود که تصور خاطرات خوب قبل هم! لذتش، کم از لذت اون موقع ها نیست... و اینجوری امشب شد یه شب خاص یه شب...
تلخ
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه تلخ... یک جایی از زندگیت هم هست، یک شبی یک روزی یک ثانیه ای، که در سطر آخر یک امید بلند و به جان نشسته، نقطه می گذاری. آخر یک آرزو، یک خیال، یک عطش. نه که دست برداری از خواستن، نه، به نشدنی بودن رویایت تن می دهی. دست بر می ...
تغییر
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه تغییر... این روزا نرخ دل شکسته چند؟جای کوچکی برای من بگذاربین همه نگرانی ها و ترس هاچاره ای بیندیشباز هم وقت داشته باش که به من فکر کنیاز قصد جای کوچکی برای من خالی بگذارو با هیاهوی اطرافت آن را پر نکندنیا به آخر نمیرسدتو خ...
رهایی
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 18:50
پشـت نقــاب سنگـی من دلـی خفتــه... کودکـانـه با غمــزه ی دلبـــری آشفتــه رهایی... با صدای سکوت و غمبرای همهی مردم ایرانم در میان اینهمه زخمیکسال بزرگتر شدمبا اختلاف، غمگینترین تولد عمرم...پ.ن: و در آخر پایان کار قصهی من... ۰۵/۰۵/۲۶حس دوری، بوی سردیچون غریبه، آشنا...فکر میکردم نبودنت دردناکتر...
بوی عید...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
من آدم صبوریم خیلی صبور، شاید بارها بمن جفا کنی و من به جای شلیک کلمات به سمتت، سکوت کنم، شاید نمک بریزی رو زخمم ولی دوا بشم برای زخمای دلت ولی یادت باشه این صبر کردنا پشتش به دریا نیست؛ یه روزی مثل کوه آتشفشان هرچی جمع شده فوران می کنه. نمیگم بترس از روزی که صبرم تموم شه، فقط اون روز هرچقدرم با منط...
عزلت...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
چشاتو ببند و تصور کن اگه امروز عصر تو خیابون یه ماشین بزنه بهت و مرگ مغزی شی چند نفر هستن که همون روز میفهمن؟ چند نفر فرداش میفهمن؟ چند نفر یه هفته بعد میفهمن؟ چند نفر کلا نميفهمن؟ فقط اونایی که همون روز میفهمن رو نگه دار. گرفتی چی میگم؟هیچ کس اندوهی را از دلم در نیاورد! من همیشه تک و تنها در گوشه ک...
خاص...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
خود را با گذشته ات نشناسآن فقط یک درس بود نه تمام زندگی ات...در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی، مگر از خودت. متوجه میشوی، بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد. متوجه میشوی روی بعضی، هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد. میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت. و...
درد و دل...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
با خلق این زمانه سلامی و والسلامکه اگر بگویی غلامتم، به غلامی فروشنت... قشنگ ترین تعریفی که از تعهد خوندم این بود که اگه یه نفر رو قلباً و با تمام وجود دوست داشته باشی، تعهد آسون ترین چیزیه که می تونی داشته باشی، چون هیچکس جز اون به چشمت نمیاد و هیچکس نمی تونه به اندازه ی اون زیبا و کامل باشه...بیما...
زنگارررر...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
چیزی که یه روز میخوای و نمیشهیه روزی میشه و دیگه نمیخوایش... من بی عقل بلد نیستم باهات بد بشم، بلد نیستم وقتی با کارات قلبمو له میکنی، بذارم برم. منِ احمق نمیام باهات دعوا کنم، جنگ کنم. نمیام یقهتو بگیرم و زل بزنم تو چشمات بگم، چرا فلان کارو کردی. منِ لعنتی فقط بلدم بریزم تو خودم و غصه بخورم و بعدش...
نو شدن...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
سلام دوستان گلم، بازم با تکرار یکی از شعرهای قبلم خدمت شما هستم. اگر نخوندید، امیدوارم ازش لذت ببرید ************ گاهی در این زمانه کر و لال می شومدست از دلم بریده و بد حال می شوم-شبها خودم بغل کرده، آغوش بازِ خودطولانترینِ لحظه ی هر سال می شوم-فنجانِ قهوه ی تلخ، شیرینیِ خیالمهمانِ شعری از حافظ و فا...
فوبیا...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
امشب داشتم به خاطرات گذشتهم فکر میکردم. منو با خودش برد به زیباترین لحظهها... راستی چقدر خوش بودیم... برام جالب بود که تصور خاطرات خوب قبل هم! لذتش، کم از لذت اون موقع ها نیست... و اینجوری امشب شد یه شب خاص یه شب به یاد موندنی. ناخودآگاه خندیدم. یه حس ناب... ولی اونجایی که بغض میکنیو نمیتونی...
تلخ...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
یک جایی از زندگیت هم هست، یک شبی یک روزی یک ثانیه ای، که در سطر آخر یک امید بلند و به جان نشسته، نقطه می گذاری. آخر یک آرزو، یک خیال، یک عطش. نه که دست برداری از خواستن، نه، به نشدنی بودن رویایت تن می دهی. دست بر می داری از خیال بازی، دست بر می داری از خواستن و خسته نشدن. با خودت حرف می زنی، و خود م...
تغییر...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
این روزا نرخ دل شکسته چند؟جای کوچکی برای من بگذار بین همه نگرانی ها و ترس هاچاره ای بیندیشباز هم وقت داشته باش که به من فکر کنیاز قصد جای کوچکی برای من خالی بگذارو با هیاهوی اطرافت آن را پر نکندنیا به آخر نمیرسدتو خودت را پیدا میکنیجای خالی برای من بگذاروقتی همه خوابندقبل از آنکه بیدار شوندجای کوچکی...
رهایی...
-
تاریخ: 1405/5/16 ساعت: 3:40
غم واقعی اشکت و در نمیارهساکتت میکنه... من نمردماما زنده هم نماندمبا روانی خش دارشیشه ای ترک خوردهبه لطف کدئینبازآمدم...پ.ن: بعد اینهمه قفس، آزادیم مبارک... /۱۴۰۵/۰۵پ.ن۲: مثل خواب بود، هنوز باورم نمیشه...من جنگیدمتو اهمیت ندادی...اندوه شکل های عجیبی به انسان می دهدشکلی از فروپاشی و بهم ریختگی در جس...